على محمدى خراسانى

260

شرح منطق مظفر (فارسى)

است و در اين حكم و قضاوت بسيار شديد القّوه است و به هيچ‌وجه حاضر نيست زير بار عقل برود و آنچه را كه ضد و مقابل حكم وهم باشد با سرسختى تمام رد مىكند و به غير محسوسات لباس محسوسات مىپوشاند . روى همين اصل كه وهم انسان بدانها قاطع و حاكم است و تصديق مىكند ، نام اين قضايا را تصديقات و معتقدات ناميده‌اند بر خلاف مخيّلات كه موجب تصديق و اعتقاد نيستند . دو مثال : الف : همهء ما بالعيان مىبينيم كه اكثر مردم از تاريكى وحشت دارند و هنگامى كه در بيابان تاريك يا اتاق و حمام تاريك قرار مىگيرند يا شب‌هنگام از كنار حمام قديمى عبور مىكنند ، از كنار قبرستانى مىگذرند و يا از يك درّه مخوف و هولناكى كه چيزهايى راجع به آن شنيده‌اند ردّ مىشوند پيش خود تصورات و توهماتى نموده و بدنبال آن تپش قلبشان مضاعف مىشود ، شايد شروع به لرزيدن كنند بىاختيار فرياد بزنند و يا حتّى از آن مكان بگريزند درحالىكه از ديدگاه عقلى هيچ فرقى ميان مكان روشن و تاريك نيست . تاريكى نبودن نور است و يقينا از ديد عقل ، تاريكى موجب ضرر يا هلاكت انسان نمىشود ولى چون از كودكى و نوجوانى اين توهمات در ذهن انسان ريشه كرده بر عقل غالب شده و او را رها نمىسازد بلكه پيوسته دل او را خالى كرده و موجبات ترس او را فراهم مىكند . ب . هر انسانى به مقتضاى عقل خويش يقين دارد كه مرده جمادى بيش نيست و همانطور كه دروديوار و ساير جمادات بىروح ، بىحركت و بىآزار هستند همچنين مرده نيز نه نفعى دارد ، نه ضررى ، نه حركتى ، و بر فرض محال كه به قدرت الهى و به معجزهء انبياء ( مثل عيسى بن مريم عليه السّلام و احيى الموتى باذنه ) زنده شوند همانند ساير انسانها هستند كه آرام در كنار ديگران زندگى مىكنند چه بسا از محبوبترين انسان‌ها باشند ولى با اينكه تمام اينها را عقل تصديق مىكند و بدانها ايمان و باور دارد با اين وجود نوع انسانها از مرده همنوع خود ترس دارند و بهيچ‌وجه حاضر نيستند در مكان خلوتى با مرده باشند . تمام اينها بواسطه قوهء وهم است كه براى انسان توهماتى مىآفريند و او را از مرده انسانى بوحشت مىاندازد حتّى هنگاميكه عيسى بن مريم عليه السّلام باذن الهى مرده‌ها را در انظار وحشت‌زدهء هزاران نفر زنده كرد مردم پابه‌فرار گذاشتند . . . ملاحظه مىفرمائيد كه با اينكه مطلب از ديدگاه عقلى بديهى است كه تاريكى موجب ضرروزيانى نيست يا ميّت جمادى بيش نيست و ضررى به انسان نمىرساند امّا